۱۳۸۸/۰۷/۲۵

چرخ گردون

در مورد عجایب هفتگانه و شواهد وجود تکنولوژی پیشرفته در زمان های قدیم خیلی میشه حرف زد ، کامنت های شما ها و مواردی که اشاره کرده بودین و موارد خیلی زیاد دیگه ای که هنوز غیر قابل توجیه هستن برای بشر . از اهرام پرو و تمدن اینکاها گرفته تا سنگ های انگلیس ، از شکل های عجیب ماداگاسکار تا مثلث برمودا .



اما همه اینها و مطالب با ارزش بلاگ های« میراث برزخ »و« دنیای اسرار آمیز» در مورد« داستان های آفرینش زمین وانسان» و «کتاب گم شده انکی» و مطالعاتی که تا حالا داشتم ؛ من رو به سمت این فرضیه سوق میده که تمدن بشری هر چند هزار سال یه بار نابود میشه و دوباره از اول شروع میشه . مثلاً میشه این طوری تصور کرد که تا چند سال دیگه ایران( یا هر کشور جنگ طلب و دارای فلسفه اسلامی دیگه ای و حتی خود کره شمالی ) به تکنولوژی تولید بمب اتمی میرسه ، بعد با شهاب هاش یه حمله به اسرائیل میکنه . موشک ها توی هوا توسط سپر موشکی آمریکا زده میشن و یه قارچ اتمی روی خاور میانه میاد و اثراتش به اروپا هم میرسه ، روسیه و چین از این طرف میان انتقام بگیرن و یه حمله دیگه به طرف آمریکا میرن ، آمریکا هم از اون طرف هم زمان موشک های خودش رو میفرسته و توی یک چشم به هم زدن کل دنیا توسط بمب های اتمی و هیدروژنی و غیره بمباران میشه ( یا هر سناریوی دیگه ای که خود تون دوست دارین ، مهم انفجار اتمیه ). یه توفان الکترومغناطیسی شدید کل جو کره زمین رو میگیره و از طرف دیگه تشعشعات اتمی اکثر موجودات زنده رو نابود میکنه .( همون آرماگدون که نوستراداموس پیش بینی کرده بوده یا به عبارت دیگه همون آخر زمان و روز قیامت مثلاً)


این حالت مرگ بار و غبار اتمی و توفان الکترومغناطیسی چند صد سال طول میکشه و تقریباً همه گونه های گیاهی و جانوری رو نابود میکنه ( طوفان نوح مثلاً) . از کل جمعیت زمین فقط اونهایی که زیر زمین یا توی غارها یا توی قطب بودن زنده میمونن و بقیه نابود میشن . پرنده ها و پستانداران اکثراً نابود میشن ، اما خزنده ها و حشرات که مقاوت شون بیشتره میمونن . اما خوب دچار جهش میشن و یه سری موجودات عجیب غریب به وجود میان (همون غول بیابونی و جن و لولو از این جور چیز ها ) .


بعد از گذشت چندین قرن طبیعت خودش رو دوباره میسازه و کم کم اثرات خرابکاری های بشر از بین میره . اما بشر که توی این سال ها یا زیر زمین بوده و یا توی سرمای قطب بعد از گذشت چند نسل کل آثار تمدن و تکنولوژی رو از یاد میبره و فقط داستان های اون باقی میمونه ،برای بچه هاش از وسیله ای تعریف میکنه که توی هوا میرفته وبچه های اون رو قالیچه سلیمون نام میدن . از جعبه ای تعریف میکنه که توش میشد اخبار رو دید و بچه هاش اون رو جام جهان نمای جمشید نام میدن و این طوری اسطوره ها و داستان ها شکل میگیره .


کم کم که هوا خوب میشه بشر باز به سطح زمین برمیگرده و شروع به مهاجرت به مناطق خوش آب و هوا میکنه ،( همون مهاجرت اقوام آریایی از سمت سیبری به فلات ایران مثلاً) و شروع به زندگی قبیله ای میکنه .یه سری که قوی تر هستن میشن رئیس قبیله و شاه و افرادی که زرنگ تر هستن خود شون رو جادوگر قبیله میکنن و یه سری قوانین میذارن که بتونن بقیه رو باهاشون کنترل کنن و برای خود شون و رئیس قبیله ها هم یه سری امتیازات مثل زن های فراوون و غذاهای بهتر در نظر میگیرن ، کم کم بلایای طبیعی مثل سیل و زلزله و آتشفشان ها باعث ترس بشر میشن و جادوگر ها ، خدایان رو تولید میکنن برای غلبه بر ترس شون . هر بار که بلایی میاد یه سری رو قربانی میکنن که خشم خدایان بخوابه . مدت ها با این باور ها سوار بقیه میشن و ادامه میدن .


کم کم که بشر پیشرفت میکنه به این نتیجه میرسه که تعداد خدایان رو کم کنه . اول 2 تا میکنه ، خدای خوبی و خدای بدی ( اهورا مزدا و اهریمن مثلاً) ، کم کم که پیشرفت میکنه میبینه که این هم ضایع هستش و میاد خدا رو یکی میکنه و قدرت اون یکی رو کم میکنه (الله و شیطان مثلاً) و دوران تک خدایی شروع میشه . کم کم تک خدایی ها قدرت شون بیشتر میشه ، جادوگر ها که این بار اسم پیامبر روی خود شون گذاشتن و بعضی ها شون هم دسترسی به منابع علمی گذشته داشتن ( غار حراء مثلاً) با وعده و ترس مردم رو وادار به باور (ایمان) میکنن . اما چه نوع وعده ای میتونن بدن که گندش در نیاد؟ وعده ای که کسی نتونه تکذیبش کنه ، وعده بعد مرگ . چون کسی تا حالا بعد مرگ زنده نشده . حالا وعده چی بدن؟ رسیدن به قدرت رئیس قبیله ها مثلاً :حوری و زن و قصر و پول و خوراکی از یه طرف و از طرف دیگه عذاب و آتش و بیچارگی . این طوری تک خدایی ها زیر سایه باور روز به روز قوی تر میشن و به طرف سرزمین های چند خدایی ها (کفار و بت پرستان) حمله میکنن . کم کم تک خدایی ها همه جا رو میگیرن . پیامبران یکی بعد اون یکی ظهور میکنن و هر کدوم با توجه به شرایط جامعه شون قوانین خاص خود شون رو بیرون میدن ( همون دین ) ، تا اینکه یه روز یکی شون فکر میکنه که دیگه به اوج پیشرفت رسیده و ادعای آخرین بودن رو میکنه . طبق معمول به خاطر محدودیت منابع و ازدیاد بشر، مجبور به رقابت با هم دیگه میشن و این بار جنگ بین تک خدایی ها صورت میگیره ( جنگ های صلیبی مثلاً ) و یه مدت به جون هم میافتن .


دوران خفقان تک خدایی ها این بار پیش میاد و چنان وارد زندگی خصوصی مردم میشن که یه سری شون دیگه خسته میشن و تصمیم میگیرن که با قوانین عقلی و منطقی خود شون رو اداره کنن نه با قوانین جادوگران قبیله ( رنسانس) . این گروه که از زیر یوق استثمار تک خدایی ها بیرون اومدن (لائیک ها مثلاً) به سرعت پیشرفت میکنن و روز به روز به تکنولوزی امروزی نزدیک تر میشن . توی این دوره یه سری از خرابه های تکنولوژی زمان ما رو پیدا میکنن و براشون سؤال میشه که انسان ها چطور تونستن ده هزار سال قبل و با اون تکنولوژی همچین شاهکار های رو تولید کنن( عجایب هفتگانه ) و بعد از گذشت چند قرن باز به تکنولوژی امروز و بمب اتمی میرسن و باز اختلافات از سر میگیره . باز یکی بقیه رو تهدید میکنه و باز جنگ اتمی و باز توفان الکترومغناطیسی و تشعشعات اتمی و باز همه چیز نابود میشه و این چرخه هر چند هزار سال یه بار تکرار میشه . شاید برای همین باشه که اهرام پرو 15 هزار سال قدمت دارن ولی مال مصر 5 هزار سال و توی هر 2 تا شون میشه تقریباً یه چیز رو دید .


شاید ما هم یه روزی به خاصیت های عجیب هرم پی بردیم و ما هم 3 تا هرم درست کردیم و یه چیز هایی رو توش گذاشتیم که نسل های بعدی بتونن پیشرفت های زمان ما رو ببینن . شاید تنها چیزی که میتونه در برابر توفان اتمی و الکترومغناطیسی مقاومت کنه همون هرم باشه ، کسی چه میدونه؟
در پایان باید این نکته رو بگم که قسمت های توی پرانتز و سبز رنگ تشبیه ها و تخمین های من بودن و پایه علمی ندارن و فقط برای ملموس تر شدن بحث اونها رو اضافه کردم . زیاد جدی نگیرین












با درود و سپاس فراوان : شهرام



♡ اشتراک

Twitter Delicious Facebook Digg Stumbleupon Favorites More