۱۳۸۸/۰۶/۰۹

blog day

سلام
وبلاگ ها رو شاید بشه جدید ترین و محبوب ترین سرویس های اینترنتی حساب کرد که از زمان پیدایش شون انقلابی تو اینترنت و فرهنگ استفاده از اون ایجاد کردن ؛ این محبوبیت به خاطر آسون بودن کار کردن با اونها از طرفی و رایگان بودن شون از طرف دیگه هستش . این طوری هر کسی از هر طبقه ای و طرز فکری میتونه خیلی راحت یه بلاگ برای خودش باز کنه و وارد دنیای نامحدود اطلاعات بشه . میتونه نظراتش رو منتشر کنه و میتونه با دنیای اطرافش تعامل برقرار کنه . مخصوصاً تو کشور های محدود و بسته ای مثل ایران که آزادی بیان وجود نداره و رسانه های آزاد نداریم وبلاگ ها نقش بسزایی تو اطلاع رسانی و ارتقای فرهنگ جامعه دارن .

به خاطراین اهمیتی که وبلاگ ها توی زندگی شخصی تک تک ماها دارن تو سراسر دنیا روز 31 آگوست رو روز جهانی وبلاگ نویسی اعلام کردن . البته علت انتخاب این روز فقط به خاطر شبیه بودن « 3108 » به کلمه « Blog » هستش . امروز پنجمین سالگرد این روز نیکو هستش. خوشحالم که تو جمع شماها هستم و مطالب خوب تون رو دنبال میکنم ، خوشحالم که این امکان رو دارم که هر روز مطالب تون رو بخونم و براتون نظر بذارم و باهاتون تبادل نظر کنم و خوشحالم که وبلاگ دارم ، روز جهانی وبلاگ رو از صمیم دل به همه تون تبریک میگم .
با درود و سپاس فراوان : شهرام

۱۳۸۸/۰۶/۰۴

Reinkarnation یا تناسخ

یکی از موضوعات جذاب و مورد علاقه من که قبلاً ها خیلی در موردش مطالعه میکردم« تناسخ » هستش . چند روز پیش فیلم« birth» یا« تولد » نیکول کیدمن رو دیدم که باز فکرم رو به این مسأله مشغول کرد . موضوع این فیلم در مورد یه خانوم مرفه آمریکایی( به اسم آنا) هستش که همسرش (شان) رو از دست میده و 10 سال بعد وقتی که داشته عروسی میکرده یه بچه 10 ساله به اسم شان سر و کله اش پیدا میشه و ادعا میکنه که همون شوهر آنا بوده و روحش توی این بدن دوباره برگشته و با عروسی آنا مخالفت میکنه .

آنا اولش باورش نمیشه اما بعداً به خاطر عشق و علاقه ای که به شان داشته برای این بچه بیشتر وقت میذاره و حرفهاش رو گوش میکنه و از ازدواج با نامزد جدیدش منصرف میشه و تصمیم میگیره که صبرکنه تا این بچه بزرگ شه و دوباره با اون ازدواج کنه .کش و قوس های عاطفی ادامه پیدا میکنه تا اینکه یه روز سروکله معشوقه قبلی« شان» توی ماجرا پیدا میشه و به این بچه میگه که تو «شان» نیستی ، چون اگه بودی باید من رو میشناختی و کل احساسات بچه به هم میریزه و توی یکی از صحنه ها که خیلیی هم انتقاد برانگیز بوده در حالی که توی وان حموم لخت روبه روی آنا نشتسه بوده ( انتقاد ها به خاطر بازی یه بچه 10 ساله توی همچین صحنه ای بوده ، با تشکر از بنفشه عزیز ) با احساسات کودکانه اش اعتراف میکنه که اون شان نیستش ، چون آنا رو واقعاً دوست داره و بعد معلوم میشه که نامه هایی که معشوقه شان برای اون نوشته بوده رو پیدا کرده و از اونجا خیلی از مسائل رو میدونسته و آخر سر هم روان درمانی میشه و آنا هم با نامزد جدیدش توی یه صحنه غم انگیز در کنار دریا ازدواج میکنه .

با اینکه کارگردان این فیلم آقای جاناتان گلای زر خیلی زیرکانه موضوع رو منحرف میکنه و جریان فیلم رو از یه حالت ماوراء طبیعی به یه سوء تفاهم میکشونه اما باز هم توی ذهن بیننده بعضی علامت های سؤال باقی میمونه که اون بزمچه چطور انقدر دقیق همه چیز شان رو میدونسته چند ماه پیش هم توی اخبار ترکیه بچه ای رو نشون داد که ادعا میکرد خواننده محبوب و فقید اونها «باریش مانچو» هستش و دقیق ترین جزئیات زندگی اون رو میگفت و وقتی که اون رو به خونه باریش مانچو بردن همه چیز رو میشناخت و جای همه چیز رو درست میگفت و عجیب تر از همه پشت پیانو نشست و خیلی عالی پیانو هم زد و خیلی کارهای دیگه که فقط خودِ باریش مانچو واقعی میتونست انجام بده انجام داد . بعد پخش شدن این خبر تا یه هفته بعدش کلی مورد دیگه گزارش شد و همه رو دونه دونه نشون دادن . از همه جالب ترش یه دختر بود که توی 15 سالگی یادش میاد که یکی دیگه بوده توی یه تصادف رانندگی مرده و میره و اون یکی پدر و مادرش رو هم پیدا میکنه و در حال حاضر هر هفته پیش یکی از پدر و مادر هاش زندگی میکنه . نکته ای که توی همه شون مشترک بود آنرمال بودن قیافه ها ، فقیر بودن خونواده ها و درد و رنج بچه ها بود . با اینکه هیچ توضیح علمی نمیتونستن بدن دانشمند ها اما این قیافه های قوزمیت بچه ها و اداها و صداهای آنرمال شون یه جور آدم رو بد بین میکرد .


بعد دیدن اینها در مورد پدیده« ری انکارناسیون» یا « تناسخ » یه کم جستجو کردم و فهمیدم که این عقیده که روح بعد از مرگ میتونه توی یه بدن دیگه برگرده از اعتقادات هندوها بوده و بعد ها کم کم وارد آئین برهمایی و بقیه تمدنهای کهن شرق شده ؛ این فرایند میتونه صعودی باشه یعنی روح از یه حیون به آدم منتقل بشه و یا نزولی باشه یعنی آدم به حیون تبدیل بشه بعد مرگش و یا موازی باشه که از یه آدم به یه آدم دیگه انتقال پیدا کنه . برای اینکه بدونین قبل از آدم بودن تون چه حیونی بودین میتونین از اینجا نگاه کنین .اسلام تناسخ رو رد میکنه اما رجعت رو قبول میکنه ، (طبق معمول دوست دارن با کلمات بازی کنن) اصحاب کهف و زنده کردن مرده ها توسط عیسی و زنده شدن خود عیسی رو دلیل میدونن . من در کل هم با تناسخ و هم رجعت و حتی خود روح( و در موارد پیشرفته تر خدا هم ) مشکل دارم . ولی همیشه چیزهای مبهم برام جذاب هستن و دوست دارم بدونم شماها چی فکر میکنین و چرا؟




با درود و سپاس فراوان : شهرام

۱۳۸۸/۰۵/۲۹

اهرام مصر

یکی از موضوعاتی که از بچگی برام جذابیت داشته اهرام مصر بوده و هست . چند وقت پیش تو یکی از برنامه های علمی کانال های ترکیه یه محقق وارد هرم بزرگ شد و تصاویری رو نشون داد که شبیه هلیکوپتر و تانک و زیردریایی بود، با نشون دادن اون عکس ها این فرضیه بین دانشمند های ترکیه شکل گرفته بود که احتمالاً مصری های باستان ابزاری داشتن که آینده رو میتونستن باهاش ببینن و یا اون زمان ها همچین تکنولوژی وجود داشته .

اون شب به قدری هیجان زده شده بودم که فرداش اومدم پای گوگل و هرچی عکس و مطلب راجع بهش میتونستم پیدا کردم ، این عکس همون قسمتی هستش که شبیه هلیکوپتر میمونه

تا جایی که من فهمیدم قدمت این بنا ها به 5000 سال پیش میرسه و تا سال 1800 و خورده ای که برج ایفل درست شد بلند ترین بناهای ساخت بشر بودن در مورد طرز ساخت شون هم نظریه های متفاوتی وجود داره . بعضی ها معتقدن که صد هزار تا کارگر در طول 25 سال کار مداوم این سنگ ها رو از جاهای مختلف اونجا آوردن و روی هم سوار کردن که طبق تحقیقات فهمیدن اون زمان به هر کارگری به عنوان غذا 100 گرم پیاز و یه قرص نون میدادن که حساب کردن دیدن میشه ماهی 300 تن پیاز که با شرایط اون زمان تولید و واردات همچین مقدار پیازی غیر ممکن به نظر میومده .

از طرف دیگه یه سری فکر میکنن که این سنگ ها در واقع سنگ نیست و حاصل فعل و انفعالات شیمیایی هستن و یه جور رسوب هستن و یه چیزی تو مایه های گچ و سیمان که اون هم باز مورد تأیید نیست .

یه سری معتقدن که این سنگ ها رو با نیروی صوت بلند کردن و با تولید یه جور دستگاه که یه طول موج خاصی میداده موفق شدن بر جاذبه غلبه کنن . اما خوب امروز که امروزه هم هنوز بشر نتونسته همچین دستگاهی درست کنه . و آخرین دسته هم فکر میکنن که با نیروی ذهن و تمرکز و این جور حالت ها اون سنگ ها رو روی هم سوار کردن که این خودش هم باز خیلی دور از منطق به نظر میرسه ، نظریه های دیگه هم وجود داره که هیچ کدوم مورد تأیید نیست.

راه تولید شون هر چی بوده و از هر طریقی که این کار رو انجام دادن هنوز که هنوزه راز تولید این بناها برای بشر مبهمه و یکی از عجایب هفتگانه هستن . با این همه پیشرفت در علم و تکنولوژی هنوز نتونستیم چیزی مثل اینها تولید کنیم و با این عظمت . (9 برابر یه زمین فوتبال)
با درود و سپاس فراوان : شهرام

۱۳۸۸/۰۵/۱۰

کشت ژنی

سلام امروز میخوام در مورد کِشت ژنی و یا genetic clone یه کم توضیح بدم و بعدش اگه حوصله داشتین یه کم با هم در موردش بحث کنیم .

دانشمندها در 1968 تونستن برای اولین بار سلول های هویج رو توی شیر تکثیر کنن و در واقع بدون داشتن گیاه کامل تونستن قسمت خوراکی هویج رو رشد بِدن . بعد ها کم کم این علم کامل شد و تا اونجا رسید که از طریق سلولهای بنیادی تونستن یه حیوون رو کاملاً شبیه سازی کنن و تا اینجا بهتون بگم که میشه از روی یه تیکه از ناخون تون دقیقاً یکی مثل شما رو شبیه سازی کرد . و یا از طریق ترکیب ژن ها موجودات جدید به وجود آورد . برای اطلاعات بیشتر میتونین اینجا و اینجا کلیک کنین .


از طرف دیگه یه جا خوندم که ژاپنی ها هم دستگاهی درست کردن که میتونه افکار و حافظه آدم رو روی هارد دیسک توی کامپیوتر ذخیره کنه و برای مواقع خاص نگه داری کنه . به نظر شما آیا میشه با بهره گیری از این 2 علم که اشاره شد ، انسان رو هم کاملاً شبیه سازی کرد؟ اگه انسان رو به یه کامپیوتر تشبیه کنیم ، 2 تا قسمت داره : سخت افزار و نرم افزار . سخت افزار همون بدن مون و جسم مون میتونه باشه و نرم افزار هم کل دونسته ها مون و افکار و اعتقادات مون و حافظه مون . تا اینجا رو که قبول دارین؟


حالا فرض کنین که یه روزی آدم به این تکنولوژی رسید که بتونه خودش رو شبیه سازی کنه « هر چند برای خودم ثابت شده که میتونه » و بتونه افکار و اعتقادات و حافظه اش رو هم باز کپی کنه تو بدن جدیدش ؛ اصلاً تصور کنین که شما رو clone سازی کردن و یکی عین شما که هم از لحاظ قیافه هم تفکر و اخلاق و حافظه عین شما میمونه بهتون تحویل دادن. انگار شما 2 تا شدین . مثل 2 قلو ها ، اما دوقلو ها باز تفاوت رفتاری دارن و ممکنه مثل هم نباشن ، ولی colon دقیقاً عین شما فکر میکنه و خودِ خود شماست و میتونه برای اطرافیان تون اگه بلایی سر شما بیاد دقیقاً جای شما رو پر کنه . اما خود تون چی؟ منیت چی میشه؟ برای همه میتونه جای شما رو بگیره ، برای خود تون چی؟

فکر کنین کسی رو که دوستش دارین clone سازی کنین و یکی مثل اون به وجود بیارین ؛حالا 2 نفر با مشخصات فیزیکی و فکری دقیقاً عین هم در مقابل تون قرار دارن ، آیا شما میتونین تشخیص بدین کدوم اصلیه و کدوم clone ؟ حتی خود شون هم نمیتونن به شما بفهمونن کدوم اصلیه ، چون clone هم دقیقاً عین اون یکی فکر میکنه و سعی در متقاعد کردن شما داره . آیا شما راه حلی برای این مشکل دارین؟

اولین باری که این سؤالها برام پیش اومد ، دانشجو بودم و وقتی از استادم پرسیدم گفت : پسرم عجله نکن ، سال2000 به جواب همه سؤال هات میرسی . گذشت و سال 2008 هم شد ، ولی من هنوز نتونستم به جواب برسم و میگن کلیسا و همه ادیان دیگه جلوی این این شاخه از علم رو گرفتن ، چون در واقع دخالت تو کار خدا میدونستن .

اگه این طوره پس چرا همین چند وقت پیش تو خود ایران یه گوساله شبیه سازی شده درست شد و این همه هم سروصدا کرد؟ برای دیدن خبرش میتونین اینجا کلیک کنین .


حالا با همه این اوصاف ، اگه همچین چیزی به وجود بیاد ، نقش خدا چیه؟ روح چی میشه؟ آیا colon روح داره؟ آیا اون هم باید به بهشت و جهنم بره؟ آیا اون باید تاوان گناهان ما رو بده؟ اگه ما کار بدی کردیم آیا باید اون رو هم مجازات کرد؟ و اگه ما نبودیم آیا میتونه جامون رو پر کنه؟


با درود و سپاس فراوان : شهرام


























♡ اشتراک

Twitter Delicious Facebook Digg Stumbleupon Favorites More