۱۳۸۷/۰۹/۰۵

ریتینگ


سلام
امروزه تو دنیای رسانه های دیجیتال «ریتینگ» یا همون تیراژ و آمار بازدید به مهم ترین عامل برای بقای رسانه ها تبدیل شده و تقریباً همه بدون در نظر گرفتن درستی و غلطی کارشون فقط و فقط دنبال راهی برای بالا بردن ریتینگ شون هستن .
یکی از برنامه های مورد علاقه من که هر شنبه تا صبح من رو پای تلوزیون میخ کوب میکنه و چندین ساله که هیچ قسمتیش رو از دست نمیدم ، شوی تلویزیونی « اوکان بایورگن »هستش که این شومن حرفه ای و بانمک ترکیه هر هفته مهمترین وقایع و اتفاقات رو با زبون طنز مخصوص به خودش مطرح میکنه و مخاطبش هم قشر تحصیل کرده ترکیه هست و هم نوع طنز و شوخی هاش و هم جذابیت موضوعاتش باعث شده که همیشه توی ریتینگ ها اولین باشه و همیشه صدر جدول رو داشته باشه
و همین باعث شده که برنامه های ماگازین ترکیه به خاطر بالا بردن ریتینگ شون از شهرت و محبوبیت اوکان استفاده کنن و همه کار شون شده تعقیب این بیچاره و گیر انداختنش با یه دختر . حتی بولتن های خبری هم به جای اینکه اخبار مهم رو پخش کنن ؛ فقط و فقط خبر های مربوط به گیرانداختن اوکان با این دختر یا اون دختر رو پخش میکنن و این طوری برای خود شون ریتینگ درست میکنن . جالب اینه که مردم هم عملاً به این جور برنامه ها علاقه نشون میدن و همین باعث بالا رفتن ریتینگ برنامه های در پیت میشه که گه گاهی خبر های دروغی هم از دوست شدن فلان خواننده یا فلان فوتبالیست با فلان مانکن پخش میکنن .
این هفته خود اوکان تعریف میکرد که هر جا میرم همه از جیب شون موبایل در میارن و شروع میکنن به عکس گرفتن و فیلم گرفتن و حتی یه سلام نمیکنن و آدم احساس میکنه که یه میمون توی باغ وحش هستش و مردم اگه سلام بدن و اجازه بگیرن خیلی بهتره
اگه محیط 360 رو هم به عنوان یه رسانه کوچک در نظر بگیریم میبینم که اینجا هم عملاً همین شده و همه فقط و فقط دنبال مچ گیری از هم هستن . فلانی قبلاً ازدواج کرده بوده و الان بیوه هستش . فلانی با فلان دختر دوست شده . فلانی رو دیدی چه کامنتی برای اون بسیجی ها گذاشته؟ این آقا با 5 تا دختر هم زمان دوسته . اون آقا با اون خانوم تموم کردن و خانومه برای همین پیجش رو بسته و رفته . و کلی از این شایعات که خود تون میدونین
بعضی ها هم که رمز ریتینگ گرفتن رو یاد گرفتن حتی پا رو از این فراتر میذارن و بلاگ های در مدح یا نکوهش از یکی دیگه که معروف شده آپ میکنن که این طوری توجه طرفداران اون بیچاره رو چه مثبت و چه منفی به خود شون جلب کنن . فکر کنم پرفسور رو همه تون دیدین که با سوژه کردن ناصر و بقیه چه ریتینگی توی 2 هفته گرفت و همه ماها هم متأسفانه محض کنجکاوی یه بار حد اقل به پیجش سر زدیم که ببینیم چی میگه . از این مورد ها تا حالا خیلی زیاد بوده
اما اگه بخوایم درست فکر کنیم به این نتیجه میرسیم که به من چه؟ به من چه که فلانی مشکل اخلاقی داره ؛ به من چه اون یکی ترسو هستش ، به من چه یکی قبلاً زن داشته یا شوهر داشته و الان جدا شده . اصلاً زندگی خصوصی مردم به من چه؟ چرا انقدر خود مون قیم همه میدونیم؟ چرا انقدر تو نخ هم دیگه هستیم؟ اگه یکی بلاگ جالبی داره من میرم و میخونم و کامنت هم میذارم . دیگه زندگی خصوصی اون به من چه ارتباطی داره؟
بیاین همه با هم سعی کنیم که دست از دخالت در کار دیگران برداریم به « ماگازین چی » های اینجا بهانه ندیم . اگه انتظار تحول داریم باید اول از خود مون شروع کنیم
با درود و سپاس فراوان : شهرام

۱۳۸۷/۰۸/۱۴

silent hill


من از بچگي عاشق فيلم هاي ترسناك بودم . از جن گير و طالع نحس گرفته تا خواب وحشت و هر فيلم ديگه اي كه ميومد فوري ميگرفتم و ميديدم و انقدر ميترسيدم كه شب ها تنها نميتوستم بيرون برم و هر جا ميرفتم شاهرخ ( داداشم ) بايد باهام ميومد و هم ديگه رو نگاه ميكرديم .
چند روز پيش سايلنت هيل يا تپه خاموش رو ديدم كه فيلمي نسبتاً ترسناك و خيلي عميق بود . موضوع فيلم در مورد يه خانوم و دخترش هست كه اتفاقي وارد يه شهر ميشن كه همه چيزش عجيبه . موقع تاريك شدن هوا آژير خطر به صدا در مياد و همه به كليسا فرار ميكنن و هر كسي كه بيرون مونده موجودات شيطاني ميگيرن و به طرز فجيعي ميكشنش . از پوست كندن تا تيكه تيكه كردن .
تو يكي از اين فرار ها اين خانوم دخترش رو گم ميكنه و ماجراهاي زيادي براي پيدا كردن دخترش سرش مياد . تا اينكه بالأخره موفق ميشه بر ترسش غلبه كنه و با شيطان رو به رو بشه . وقتي كه شيطان صحبت ميكنه اون براش تعريف ميكنه كه قبل از اينكه به اين موجود ترسناك تبديل بشه يه دختر بچه 7 ساله هم سن و هم قيافه دختر اون خانوم بوده و يه روز تو مدرسه نظافت چي مدرسه بهش تجاوز ميكنه و از اون روز رفتار همه باهاش بد ميشه و مذهبيون شهر براي اينكه اين لكه ننگ رو پاك كنن اون رو ميگيرن و زنده زنده آتيشش ميزنن كه قبل اينكه بميره مامانش به كمكش مياد و بدن سوخته اون رو به بيمارستان ميرسونه و از اون روز با تنفري كه نسبت به دين دار ها پيدا ميكنه تصميم ميگيره با شيطان قرار داد ببنده و ازشون انتقام بگيره و چون نميتونه وارد كليسا بشه اونها در مواقع خطر به اونجا پناه ميبرن و بهش ميگه كه دختر اون رو هم اونها گرفتن و چون به گذشته من شباهت داره ميخوان اون رو هم بسوزونن و اين خانوم رو راضي ميكنه كه از بدن اون استفاده كنه و وارد كليسا بشه
خلاصه تو صحنه آخر اين فيلم شيطان سر از كليسا در مياره و پدر اون طايفه گناه كار مذهبي رو در مياره و همه رو تيكه تيكه ميكنه و اون خانوم و دخترش به خونه شون برميگردن
اين اولين باري بود كه موقع ديدن يه فيلم ترسناك طرف بد ها بودم و از اينكه آدم ها رو تيكه تيكه ميكردن لذت ميبردم . وقتي فكر كردم ياد قانون جزاي اسلامي افتادم كه تازگي ها تو مجلس داره تصويب ميشه و عملاً سنگسار و اعدام هاي الكي رو قانوني ميكنه و به دولت اجازه ميده كه افراد بيگناه رو سر داشتن اعتقاد متفاوت يا مثل اين دختر بچه بيچاره به خاطر
قرباني شدن شون براي شهوت ديگران راحت سنگسار كنن يا اعدام كنن
.
به نظر تون قرباني هاي بيگناه ما كي قراره با شيطان قرار داد ببندن و انتقام شون رو بگرين ؟ آيا براي رسيدن به حق بايد حتماً با شيطان قرارداد بست؟ چرا تو قرن 21 كه همه دنيا در حال پيشرفت هستن ما قوانين 1400 سال پيش رو تو مجلس مون تصويب ميكنيم و انقدر عقب مونده هستيم؟ تازه اون هم نه قوانين درخشان كشور خود مون رو ، كه قوانين اعراب 1400 سال پيش رو
با درود و سپاس فراوان : شهرام

♡ اشتراک

Twitter Delicious Facebook Digg Stumbleupon Favorites More