۱۳۸۷/۰۹/۱۴

دایناسورها


تازگی تو بلاگ یکی از بچه ها بحثی در مورد دخترونه بودن پسر های امروزی بود . وقتی که همین 360 خود مون رو نگاه کردم دیدم یه سری آدم بی ریشه و بی بوته که حتی نمیدونن دارن با چی مخالفت میکنن ، برای من سیاست مدار و مخالف و مبارز شدن و بلاگ های سیاسی و اجتمائی از این ور اون ور کپی میکنن و دم از مخالفت میزنن ؛ کسایی که حتی نمیدونن از چی دارن دفاع میکنن و فقط میخوان پز روشنفکری بدن . یه سری دیگه هم باز ندونسته از روی مخالفت شخصی با اینها، شدن برای من مبلغ دینی و ملا و با اینها مبارزه میکنن . و کل بحث و مجادله ها شون هم فقط شده بچه بازی و الکی به هم گیر دادن . نه این وری ها آشنایی با مفاهیم نوین جوامع مدرن دارن و نه اونوری ها حتی تاریخ اسلام شون رو درست و حسابی بلد نیستن و فقط برای ریتینگ، الکی در مخالفت با هم بلاگ آپ میکنن . این بود که تصمیم گرفتم از این به بعد این بحث ها رو بیخیال شم و فقط بلاگ های علمی آپ کنم ،از دایناسور ها شروع کینم و هر دفعه یه موجود زنده رو بررسی میکنم . اگه دوست داشتین خوشحال میشم همراهی کنین
دایناسورها : جانوران مهره‌داری بودند که برای بیش از ۱۶۰ میلیون سال حاکم اکوسیستم‌های زمین بودند. قبل از دورهٔ تریاس (حدود ۲۳۰ میلیون سال پیش) تا آخر دوره کرتاسه (حدود ۶۵ میلیون سال پیش) بیش‌تر آن‌ها در رویداد انقراض دوران سوم کرتاسه[۴] منقرض شدند
اکتشافاتی از آرکئوپتریکس در ۱۸۶۱ نشان دهنده یک رابطه بین دایناسورها و پرندگان است. صرف نظر از حضور اثرهای فسیل شده، آرکئوپتریکس خیلی مانند کامپسوناتوس (دایناسور درنده کوچک) است
تحقیقاتی که حدود سال ۱۹۷۰ انجام شد نشان می‌دهد دایناسور جانورپایان به احتمال زیاد اجداد پرندگان هستند؛ در واقع، بسیاری از دیرین‌شناسان پرندگان را مانند دایناسورهای بازمانده درنظر می‌گیرند و اعتقاد دارند دایناسورها و پرندگان باید با هم زیر یک ردهٔ زیست‌شناسی قرار داده شوند. امروزه ۱۰۰۰۰ گونه از پرندگان به این گروه تعلق دارند
تمساحان[۵] نوعی سوسمار از نزدیکان دایناسورها هستند که جان به در بردند که هر دو گروه از اعضای گوشتخواران بزرگ هستند، که در دوران قبل از پرمین[۶] و در نیمه تریاسیک چیره شدند
حدوداً نیمه نخست قرن ۲۰ دانشمندان دایناسورها را حیواناتی تنبل، خنگ و خون‌سرد در نظر می‌گرفتند. با این وجود تحقیقات گسترده‌ای در سال ۱۹۷۰ انجام شد این نظریه را پشتیبانی می‌کند که آنها حیواناتی با دگرگونی‌های بدنی زیاد بودند و اغلب خود را با واکنش‌های متقابل اجتماعی تطابق می‌دادند. مدرکی از پرندگانی مربوط به دسته ددپا شدیداً این تغییر نظریه را تحت تأثیر قرار می‌دهد
از زمانی که اولین فسیل‌های دایناسور در قرن نوزدهم شناخته شدند اسکلت آن‌ها زیبنده موزه‌ها در سراسر دنیا شده‌اند و دایناسورها یک بخش از فرهنگ جهانی شده‌اند و میان بچه‌ها و بزرگسال‌ها باقی خواهند ماند. آنها در پرفروش ترین کتاب‌ها و فیلم‌ها (مثلاً پارک ژوراسیک)، چهره بوده‌اند و اکتشافات جدید از رسانه‌ها پوشش داده می‌شوند
بعضی اوقات به طور غیررسمی هرگونه خزندهٔ ما قبل تاریخ نظیر دیمترودون، پتروسور بالدار و ایکتیوسور آبزی، پلسیوسارو و موساسور را به دایناسور باز خوانند در حالی که در معنای دقیق کلمه هیچیک از موجودات دایناسور نیست
منبع : ویکیپدیا
با درود و سپاس فراوان : شهرام

۱۳۸۷/۰۹/۰۵

ریتینگ


سلام
امروزه تو دنیای رسانه های دیجیتال «ریتینگ» یا همون تیراژ و آمار بازدید به مهم ترین عامل برای بقای رسانه ها تبدیل شده و تقریباً همه بدون در نظر گرفتن درستی و غلطی کارشون فقط و فقط دنبال راهی برای بالا بردن ریتینگ شون هستن .
یکی از برنامه های مورد علاقه من که هر شنبه تا صبح من رو پای تلوزیون میخ کوب میکنه و چندین ساله که هیچ قسمتیش رو از دست نمیدم ، شوی تلویزیونی « اوکان بایورگن »هستش که این شومن حرفه ای و بانمک ترکیه هر هفته مهمترین وقایع و اتفاقات رو با زبون طنز مخصوص به خودش مطرح میکنه و مخاطبش هم قشر تحصیل کرده ترکیه هست و هم نوع طنز و شوخی هاش و هم جذابیت موضوعاتش باعث شده که همیشه توی ریتینگ ها اولین باشه و همیشه صدر جدول رو داشته باشه
و همین باعث شده که برنامه های ماگازین ترکیه به خاطر بالا بردن ریتینگ شون از شهرت و محبوبیت اوکان استفاده کنن و همه کار شون شده تعقیب این بیچاره و گیر انداختنش با یه دختر . حتی بولتن های خبری هم به جای اینکه اخبار مهم رو پخش کنن ؛ فقط و فقط خبر های مربوط به گیرانداختن اوکان با این دختر یا اون دختر رو پخش میکنن و این طوری برای خود شون ریتینگ درست میکنن . جالب اینه که مردم هم عملاً به این جور برنامه ها علاقه نشون میدن و همین باعث بالا رفتن ریتینگ برنامه های در پیت میشه که گه گاهی خبر های دروغی هم از دوست شدن فلان خواننده یا فلان فوتبالیست با فلان مانکن پخش میکنن .
این هفته خود اوکان تعریف میکرد که هر جا میرم همه از جیب شون موبایل در میارن و شروع میکنن به عکس گرفتن و فیلم گرفتن و حتی یه سلام نمیکنن و آدم احساس میکنه که یه میمون توی باغ وحش هستش و مردم اگه سلام بدن و اجازه بگیرن خیلی بهتره
اگه محیط 360 رو هم به عنوان یه رسانه کوچک در نظر بگیریم میبینم که اینجا هم عملاً همین شده و همه فقط و فقط دنبال مچ گیری از هم هستن . فلانی قبلاً ازدواج کرده بوده و الان بیوه هستش . فلانی با فلان دختر دوست شده . فلانی رو دیدی چه کامنتی برای اون بسیجی ها گذاشته؟ این آقا با 5 تا دختر هم زمان دوسته . اون آقا با اون خانوم تموم کردن و خانومه برای همین پیجش رو بسته و رفته . و کلی از این شایعات که خود تون میدونین
بعضی ها هم که رمز ریتینگ گرفتن رو یاد گرفتن حتی پا رو از این فراتر میذارن و بلاگ های در مدح یا نکوهش از یکی دیگه که معروف شده آپ میکنن که این طوری توجه طرفداران اون بیچاره رو چه مثبت و چه منفی به خود شون جلب کنن . فکر کنم پرفسور رو همه تون دیدین که با سوژه کردن ناصر و بقیه چه ریتینگی توی 2 هفته گرفت و همه ماها هم متأسفانه محض کنجکاوی یه بار حد اقل به پیجش سر زدیم که ببینیم چی میگه . از این مورد ها تا حالا خیلی زیاد بوده
اما اگه بخوایم درست فکر کنیم به این نتیجه میرسیم که به من چه؟ به من چه که فلانی مشکل اخلاقی داره ؛ به من چه اون یکی ترسو هستش ، به من چه یکی قبلاً زن داشته یا شوهر داشته و الان جدا شده . اصلاً زندگی خصوصی مردم به من چه؟ چرا انقدر خود مون قیم همه میدونیم؟ چرا انقدر تو نخ هم دیگه هستیم؟ اگه یکی بلاگ جالبی داره من میرم و میخونم و کامنت هم میذارم . دیگه زندگی خصوصی اون به من چه ارتباطی داره؟
بیاین همه با هم سعی کنیم که دست از دخالت در کار دیگران برداریم به « ماگازین چی » های اینجا بهانه ندیم . اگه انتظار تحول داریم باید اول از خود مون شروع کنیم
با درود و سپاس فراوان : شهرام

۱۳۸۷/۰۸/۱۴

silent hill


من از بچگي عاشق فيلم هاي ترسناك بودم . از جن گير و طالع نحس گرفته تا خواب وحشت و هر فيلم ديگه اي كه ميومد فوري ميگرفتم و ميديدم و انقدر ميترسيدم كه شب ها تنها نميتوستم بيرون برم و هر جا ميرفتم شاهرخ ( داداشم ) بايد باهام ميومد و هم ديگه رو نگاه ميكرديم .
چند روز پيش سايلنت هيل يا تپه خاموش رو ديدم كه فيلمي نسبتاً ترسناك و خيلي عميق بود . موضوع فيلم در مورد يه خانوم و دخترش هست كه اتفاقي وارد يه شهر ميشن كه همه چيزش عجيبه . موقع تاريك شدن هوا آژير خطر به صدا در مياد و همه به كليسا فرار ميكنن و هر كسي كه بيرون مونده موجودات شيطاني ميگيرن و به طرز فجيعي ميكشنش . از پوست كندن تا تيكه تيكه كردن .
تو يكي از اين فرار ها اين خانوم دخترش رو گم ميكنه و ماجراهاي زيادي براي پيدا كردن دخترش سرش مياد . تا اينكه بالأخره موفق ميشه بر ترسش غلبه كنه و با شيطان رو به رو بشه . وقتي كه شيطان صحبت ميكنه اون براش تعريف ميكنه كه قبل از اينكه به اين موجود ترسناك تبديل بشه يه دختر بچه 7 ساله هم سن و هم قيافه دختر اون خانوم بوده و يه روز تو مدرسه نظافت چي مدرسه بهش تجاوز ميكنه و از اون روز رفتار همه باهاش بد ميشه و مذهبيون شهر براي اينكه اين لكه ننگ رو پاك كنن اون رو ميگيرن و زنده زنده آتيشش ميزنن كه قبل اينكه بميره مامانش به كمكش مياد و بدن سوخته اون رو به بيمارستان ميرسونه و از اون روز با تنفري كه نسبت به دين دار ها پيدا ميكنه تصميم ميگيره با شيطان قرار داد ببنده و ازشون انتقام بگيره و چون نميتونه وارد كليسا بشه اونها در مواقع خطر به اونجا پناه ميبرن و بهش ميگه كه دختر اون رو هم اونها گرفتن و چون به گذشته من شباهت داره ميخوان اون رو هم بسوزونن و اين خانوم رو راضي ميكنه كه از بدن اون استفاده كنه و وارد كليسا بشه
خلاصه تو صحنه آخر اين فيلم شيطان سر از كليسا در مياره و پدر اون طايفه گناه كار مذهبي رو در مياره و همه رو تيكه تيكه ميكنه و اون خانوم و دخترش به خونه شون برميگردن
اين اولين باري بود كه موقع ديدن يه فيلم ترسناك طرف بد ها بودم و از اينكه آدم ها رو تيكه تيكه ميكردن لذت ميبردم . وقتي فكر كردم ياد قانون جزاي اسلامي افتادم كه تازگي ها تو مجلس داره تصويب ميشه و عملاً سنگسار و اعدام هاي الكي رو قانوني ميكنه و به دولت اجازه ميده كه افراد بيگناه رو سر داشتن اعتقاد متفاوت يا مثل اين دختر بچه بيچاره به خاطر
قرباني شدن شون براي شهوت ديگران راحت سنگسار كنن يا اعدام كنن
.
به نظر تون قرباني هاي بيگناه ما كي قراره با شيطان قرار داد ببندن و انتقام شون رو بگرين ؟ آيا براي رسيدن به حق بايد حتماً با شيطان قرارداد بست؟ چرا تو قرن 21 كه همه دنيا در حال پيشرفت هستن ما قوانين 1400 سال پيش رو تو مجلس مون تصويب ميكنيم و انقدر عقب مونده هستيم؟ تازه اون هم نه قوانين درخشان كشور خود مون رو ، كه قوانين اعراب 1400 سال پيش رو
با درود و سپاس فراوان : شهرام

۱۳۸۷/۰۳/۰۹

عاقبت 360؟


سلام

نمیدونین چقدر دلم براتون تنگ شده بود . تو این مدت گاهی میومدم و نوشته های قشنگ تون رو میخوندم . اما نمیتونستم به همه سر بزنم . آدم وقتی که یه مدت دور بمونه ، قدر شما ها رو بیشتر میدونه .

از وقتی که برگشتم شاهد خرابی خیلی از بلاگ های شما ها بودم . تو بعضی بلاگ ها اصلاً نمیشه وارد شد و برای بعضی دیگه مثل مال دائی پرویز نمیشه کامنت گذاشت .

خیلی ها تو محیط های دیگه عضو شدن مثل persianblog وblogfa و blogspot و بقیه . بعضی ها هم هنوز دارن اینجا ادامه میدن . یه سر به بلاگ yahoo team زدم و دیدم که اونجا هم همین بحث ها هست که اینجا رو چند وقت دیگه قراره ببندن و یه سری هم اعتراض کردن و yahoo team داره ماست مالی میکنه که mash! بهتر از اینجاست و این حرفها

دفعه قبل که در مورد اینجا اعصابم خورد شده بود ، وقتی بود که 360 اشتباهی فیلتر شده بود و خوب یادم میاد که همه مون دست به دست هم دادیم و تونستیم از نوشته ها مون دفاع کنیم . همه با هم متحد شده بودن و هر کسی به بقیه آنتی فیلتر میرسوند و هر کسی دنبال راهی برای خلاصی از فیلتر بود . حتی دشمن های قدیمی هم به هم کمک میکردن و همه اختلاف ها رو کنار گذاشته بودن . اون روز میشد تقصیر رو گردن حکومت انداخت و مبارزه کرد . اما امروز خود صاحبان اینجا دارن اینجا رو میبندن . با اینکه برای من خود page و بلاگ و همه مخلفات اینجا مهمه . اما از اون مهم تر برای من شما ها هستین . شماهایی که تو نبودم هر روز دلم براتون تنگ میشد . برای همه چیز تون و اصلاً دلم نمیخواد که جمع صمیمی و خوب اینجا پخش و پلا شه .

برای همین هم فکر میکنم که اگه همه مون با هم بریم یه جا دیگه خیلی بهتره . یعنی فعلاً یه جا دیگه عضو بشیم تا ببینیم این mash! یاهو به کجا میرسه . اگه کامل شد و خوشمون اومد که هیچ . اگه نه لااقل وقتی که اینجا جمع میشه ماها همدیگه رو گم نکنیم و نوشته ها مون هم خراب نشه . یه تعداد از بچه ها msn live space رو توصیه کردن و میگن عین اینجاست و امکانتش هم خوبه . یه تعداد دیگه cloob رو توصیه میکنن و میگن که امکانات فارسی خوبی داره . در هر صورت خودم که از هیچ کدوم خوشم نیومد و در مقایسه با 360 هر 2 تا شون خشک و عجیب وبی نمک هستن . اما چون چاره دیگه ای نمونده لینک هر 2 تا رو میدم که توشون عضو بشین . فعلاً در مورد شون توضیح نمیدم و نظر های شما ها رو میخونم تو کامنت ها . اگه کسی جای بهتری هم سراغ داره لطفاً بگه . همه رو که بررسی کردیم و به نتیجه رسیدیم ، یکی رو انتخاب میکنیم و اون موقع در موردش با هم حرف میزنیم و از هم یاد میگیریم .

برای عضویت تو cloob اینجا کلیک کنید . اعتبار این لینک 2 هفته هست و باید تو 2 هفته عضو بشین وگر نه باطل میشه .

برای عضویت تو msn live space هم کافیه که یه آدرس میل تو msn درست کنین . و عین 36
0 برای خود تون پیج باز کنین . از
msn live messenger هم میشه رفت و عین همین yahoo messenger خودمون میمونه .

http://home.services.spaces.live.com

برای add کردن من تو msn میتونین ID منو add کنین

gardooneh@live.com

این هم لینک من تو msn live space هستش که میتونین ببینین

http://gardooneh.spaces.live.com

در ضمن هر کسی که دوست داشت این متن رو- یا با تغییرات - تو بلاگش بذاره و به همه دوستانش هم خبر بده که قبل از جمع شدن اینجا بتونیم تعداد بیشتری از دوستان رو با خودمون ببریم .

با درود و سپاس فراوان : شهرام

♡ اشتراک

Twitter Delicious Facebook Digg Stumbleupon Favorites More