۱۳۸۶/۰۴/۳۰

ممد جميل


سلام

امروز ديگه تصميم گرفتم در مورد مسأله ممد جميل خودم توضيحات كامل بدم كه سوء تفاهماتي كه بين بچه ها پيش اومده حل شه :

1- به نظر من گاهي وقت ها ممكنه خود مون واقعيت يه چيزي رو كامل و درست بدونيم اما به خاطر ترس از مواجه شدن با اون واقعيت يا نفع شخصي خود مون نتونيم واقعيت مطلب رو به خودمون بقبولونيم .

2- بعضي افراد در اثر تمرين هاي خاص و يا شايد هم مهارت هاي مادر زادي ميتونن فكر افراد ديگه رو بخونن . حالا با دليلش كاري ندارم اما ديدم كه عملاً ممكنه اين كار .

مثلاً : يكي از بچه ها مون كه ميدونست دختري كه بهش علاقه داره عاشق يه پسر ديگه هستش از ممد سوال كرد كه به نظرت من به اون ميرسم يا نه ، كه ممد فوري هم اسم دختره رو گفت و هم اسم اون يكي پسر رو و گفت امكان نداره اون دختر فلاني رو ول كنه و طرف تو بياد .

چرا؟ چون خود اون دوست مون هم در واقع تو ضمير نا خود آگاهش ميدونست كه هم نظر كاري و هم از نظر مادي و موقعيت و بقيه چيز ها طرف خيلي از اون سر تره و امكان نداره كه دختره طرفش رو ول كنه و طرف اين بياد ، اما چون دوست نداشت اين واقعيت رو قبول كنه هميشه خودش رو گول ميزد و ممد در واقع اين باور رو از ذهن خود اون بيرون كشيد و بهش تحويل داد .

مثال بعدي : يكي از دوستان به خاطر بد شانسي هاي متواليش فكر ميكرد كه جادو شده ؛ اون هم از نوع سياه . ممد هم گفت 2 تا تخم مرغ برام بيارين . بعد با ذغال يه چيزهايي روشون نوشت و به طرف داد كه اين ها رو يكي شون رو تو قبرستون و يكي رو هم كنار يه رودخونه بايد چال كني كه جادوت از بين بره . حالا حساب كنين اين دوست مون هم مثل خود من يه هيچ چيزي اعتقاد نداشت و اين كار براش خيلي غير ممكن ميومد . اما وقتي كه مجبور شد اين كار رو انجام بده ، عملاً در اثر اين مبارزه با ترس خودش از فرداش احساس ميكرد كه بعله ديگه جادو از بين رفته و از امروز قراره كه خوش شانسي بياره و اتفاقاً به خاطر جسارتي هم كه به دست آورده بود خيلي هم كارهاي سخت رو انجام ميداد و ميديد كه عملاً هم احساس خوبي داره .

مثال بعدي : دفعه قبلي كه ممد تبريز اومده بود من استاد نصيري رو كه استاد هيپنوتيزم و تلپاتي و اينهاست براي تست كردن اون آوردم . يكي از تست ها اين بود كه من تو يه اتاق ديگه رو كاغذ يه چيزهايي بنويسم . كه وقتي در اومد هر 2 تا شون تونستن بفهمن كه من چي نوشته بودم . يكي با تلپاتي و يكي هم با ادعاي جن و اين ها . پس وقتي علمي به قضيه نگاه شه ميبينيم كه اين كار تو شرايط خاص امكان پذيره . حالا وقتي كه ماها اين قضيه رو تو بلاگ بهرام up كرديم و حتي شماره طرف رو گذاشتيم منظور مون اين بود كه ببينيم نظر شما ها چيه و كي ميتونه توجيه علمي براي اين ها بياره ، نه اينكه بخوايم خرافات رو تبليغ كنيم و مردم رو جن پَرَست و اينها كنيم .

به نظر من، ممد خيلي از واقعيت هايي رو كه خود مون تو اعماق ضمير نا خود آگاه مون در واقع اونها رو ميدونستيم ولي جرأت قبول كردن شون رو نداشتيم رو بهمون ياد آوري كرد و از اين بابت يه خيلي ها مون تونست كمك كنه . اما قضيه ارتباط با اجنه و روح و اينها رو به شدت رد ميكنم و اين ها رو در واقع يه جور سوء استفاده ممد از قدرتهاي خودش ميدونم . شايد هم خودمون دوست داريم اين حرف ها رو بشنويم . در هر صورت همين جا از همه دوستاني كه تو اين ماجرا از ماها دلخور شدند عذرخواهي ميكنم و اميدوارم به بزرگي خودشون ماها رو ببخشن .

با درود و سپاس فراوان : شهرام

shi shi

سلام












«از اينكه مدتي نبودم و نتونستم بهتون سر بزنم از همه عذر ميخوام . به خاطر درگيري هاي كاري اصلاً وقت نميكردم بيام . و مجبوراً براي اينكه بتونم اينجا رو اداره كنم تعدادي از دوستان رو از ليستم پاك كردم كه اميدوارم منو ببخشن »










اما براي اينكه جبران كنم يه مطلب خيلي با نمك همراه با فايل صوتيش از بلاگ دوست خوبم فرزين براتون ميذارم كه كلي بخندين . اين شعر زيبا رو به عمو ناصر و مهدي چيني و همه دوست داران چين تقديم ميكنم :










"در دخمه‌ای سنگی شاعری به‌ نام شی‌شی وجود داشت که‌ دوست داست حیوان شیر را بخورد و تصمیم گرفت که‌ ده‌ تا شیر بخورد.










او همیشه‌ برای یافتن شیر به‌ بازار شهر می‌رفت.










یک روز سر ساعت ده‌، ده‌ تا شیر به‌ بازار آمدند.










درست در همان لحظه‌ شی‌شی نیز به‌ بازار رسید.










به‌ محض اینکه‌ شیرها را دید با تیرکمانش آنها را کشت.










او لاشه‌ شیرها را به‌ دخمه‌ سنگی‌اش برد.










دخمه‌ سنگی نمناک و مرطوب بود. پس به‌ خدمتکارش گفت که‌ آنجا را خشک کند.










وقتی که‌ دخمه‌ سنگی خشک شد وی سعی کرد تا ده‌ شیر را بخورد.










هنگامی که‌ او آنها را خورد دریافت که‌ آن ده‌ شیر در حقیقت لاشه‌ ده‌تا شیر سنگی بوده‌اند.










سعی کن توضیح بدهی که‌ قضیه‌ از چه‌ قرار بوده‌است؟!!"






















اين هم متن چيني شعر فوق :










《施氏食獅史 》










石室詩士施氏, 嗜獅, 誓食十獅 。










氏時時適市視獅 。










十時, 適十獅適市 。










是時, 適施氏適市 。










氏視是十獅, 恃矢勢, 使是十獅逝世 。










氏拾是十獅屍, 適石室 。










石室濕, 氏使侍拭石室 。










石室拭, 氏始試食是十獅 。










食時, 始識是十獅, 實十石獅屍 。










試釋是事






















آوا نگاري اين شعر فوق العاده جالبه كه اين طوري خونده ميشه :










shyh shy shyh shy shyh shyh shy. shyh shyr shyr shy. shyh shyr shyr




shyh shyr shyr shy shyr shyr. shyh shyr shy shyh shyh shyh shyr. shyh




shy shyh shyh shyh shyh shyh shyh shyr shy. shyh shyy shyh shyy shyh




shyr shy shyh shyh shyh shyr shyh shyr shy shy. shyh shyr shyh shyr




shyh shy. shyh shyy shyh shyh shyr shyh shyr shyh shyh shyh shyy shyh




shyr shyh shyr shy shy shyr shyr. shyy shyh shyy shyr shy shy shyr




shyr shyr shy shy shyh shyh shyh shyh










اگه باور نميكنين ميتونين فايل صوتيش رو هم گوش كنين ، حجمش فقط kb600 هستش كه به داونلود كردنش ميارزه و قول ميدم از خنده روده بر شين . براي گرفتن فايل صوتيش ميتونين اينجا كليك كنين .










حالا حتماً پيش خود تون ميگين اين كه همه اش يه چيز شد . اما نه . تفاوت شي ها در آهنگ تلفظ اونهاست . يعني هر آهنگي يه معني ميده تو اين زبون . براي درك بيشتر اين تيكه از Wikipedia رو براتون copy ميكنم كه خودتون متوجه بشين :










فرق عمده زبان چینی ماندارین با اکثر زبانهای دیگر جهان در آهنگین بودن آن میباشد.بدین صورت که هر هجا در این زبان (chang, chung, bei, ba, lai و...) در ۴ آهنگ و تعدادی ازهجاها نیز بصورت استثنائی در ۵ آهنگ تلفّظ میشوند.










در آهنگ اوّل هجا به صورت یکنواخت و کشیده تلفظ میشود.










در آهنگ دوّم، در هنگام تلفّظ هجا صدای فرد به صورت تدریجی به سمت بالا میرود.










در آهنگ سوّم صدای فرد ابتدا به سمت پایین سقوط میکند و سپس به سمت بالا اوج می‌گیرد.










در آهنگ چهارم هجا بصورت دفعی و ضربتی تلفّظ می‌شود.










تلفّظ پنجم هم که بصورت استثنائی در برخی هجاها وجود دارد فاقد آهنگ است و هجا بصورت معمولی بیان می‌شود.










به عنوان مثال هجای ma در آهنگ اوّل معنی مادر را میدهد و بدین شکل نوشته می‌شود:(媽 /妈 ). در اهنگ دوّم معنای کَنَف را می‌دهد و بدین شکل نوشته میشود:(麻 ). در آهنگ سوّم معنی اسب را می‌دهد و بدین شکل نوشته می‌شود:(馬 /马 ). در آهنگ چهارم معنای توأمان سرزنش کردن و توهین کردن را می‌دهد و بدین شکل نوشته می‌شود:(罵 /骂 ). در آهنگ پنجم به عنوان جزء پایانی جمله سؤالی بکار می‌رود و جمله را سؤالی میکند و بدین شکل نوشته می‌شود:(嗎 /吗 ).










جالب بود ، نه؟ حالا اگه گفتين معني اسم من كه به چيني نوشتم چي ميشه؟


































با درود و سپاس فراوان : شهرام

♡ اشتراک

Twitter Delicious Facebook Digg Stumbleupon Favorites More